تبليغاتX
موج های لرزان چای در فنجان

سالار شهيدان قطعا ترکيبی ناهنجار است . سالار اگر بلند ترين مرتبه سلسله مراتب هر امری در وادی امور انسانی ای که انجامشان معطوف به وجود اراده ای خاص است – مراد از اراده در اين جا تصميم آگاهانه با اشراف کامل به همه عواقب آن است -  باشد به ناچار بايد انسجام معنايی خود را با همه مراتب پايين تر که کليت يک سلسله مراتب واحد را شکل می دهند حفظ نمايد. 

شهادت در همه اين سال ها که من به خاطرشان می آورم واجد خصلت فضيلت گونه ای بوده است که به ياری همين انتساب – که محل جدل فراوان است به گمانم – قدرت انکار نقادانه را از مخاطبان اش سلب کرده است. اينکه می گويم انکار نه آنکه انتقاد لزوما به انکار منجر می گردد بلکه صحبت بر سر انکاری است که مبانی اش  را وام دار تفکر انتقادی است که بر پايه چارچوب های فکری و بنيان های نظری مستحکم بنا گرديده است.

شهيد در مقطع تاريخی مشخصی ، بنا بر هدفی که مجموعه آموخته ها و اعتقاداتش به آن راهبر می شوند در شرايط پيرامونی بسيار خاص که می تواند طيف وسيعی از عوامل جغرافيايی ، فشار های اجتماعی ، وجود برخی اجبار های خارج از کنترل و عوامل تهييج کننده بيرونی را شامل شود کشته می شود. عدم انطباق شرايط حاضر با هر يک از بندهای پيشتر گفته شده قادر است اصل جامعيت فضيلت و قابليت تعميم دهی آن به همه اعصار را از شهادت سلب کند و همه اين ها بدين معناست که شهادت فقط و تنها فقط برای مجموعه آدميانی که در همان شرايط زيستی و در دايره همان محدوديت ها می زيسته اند فضيلت به شمار می رود. انسانی که خود را با هواپيما به ساختمانی عظيم می کوبد بی شک برای آدميانی که نظريه پرداز چنان عملی بوده اند شهيد محسوب می گردد و احتمالا نسل اندر نسل در ميان همان جماعت اسطوره شجاعت و ايثار خواهد بود اما برای ديگران هم آيا همين گونه است ؟ 

حسين و يارانش ، همه کسانی که پيش از او در جنگ های خونين و نبرد های نابرابر ديگر و همه کسانی که در طول 8 سال جنگ خودمان کشته شده اند برای گروه های اجتماعی خاصی که تعين تاريخی ويژه ای دارند شهيد محسوب می گردند. من از نسل هيچ کدام از آنها نيستم و حق دارم فضيلت بودن شهادت شان را به نقد بگذارم. احتمالا کسانی خواهند بود که با خواندن اين يادداشت خواهند گفت که اگر آنها نبودند تو الان راحت و بی خيال – که نيستم البته – پشت کامپيوتر ات ننشسته بودی و ارزش ها را لگد کوب نمی کردی. هر نسل در موقعيت تاريخی ويژه ای زيست می کند و اين شرايط زيست منحصر به فرد فرصت های منحصر به فردی هم به زيست کنندگان آن موقعيت تاريخی می دهد. موقعيت ها يکه اند رفتار ها نيز هم. حق نقد رفتار گذشتگان برای نسل های آينده محفوظ است همچنان که آيندگان نيز از حق شان نخواهند گذشت و اگر فضيلت اين چنين نسبی و محدود به شرايط زمانی و مکانی باشد چرا عده ای بايد از تعميم آن فضيلت به دورانی که شرايط تاريخی حاضرش بر اعتبار آن فضيلت مهر انقضا می دهد از حقوق ويژه ای برخوردار باشند.

حسين سالار شهيدان همان محدوده تاريخی است. به تشييع اجساد به جا مانده از جنگ ما چه ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:29  توسط نيما  |