سرخوشی تنها به قلمرو شخصی افراد بستگی ندارد. قلمرو اجتماعی وسيع تری نيز همواره وجود دارد که هر تحرکی در آن می تواند بر وضعيت روانی آدم ها اثر گذار باشد. وضعيت های روانی همچون شادی ، سرخوشی و هر آنچه که در کليت اش از آن با عنوان « روحيه خوب » ياد می شود بخش بزرگی از عينيت اش را وامدار تعاملات اجتماعی افراد با يکديگر و روابط شخصی افراد با اجتماع است. وضعيت اجتماعی-سياسی بی ثبات علاوه بر اثرات مستقيم و ملموسی که بر وضعيت زندگی افراد دارد، در سطحی ديگر به ايجاد وضعيت های روانی ناخوشايندی می انجامد که ممکن است در بستر خصلت هميشگی عادت ، در وهله اول چندان آشکار و قابل تامل به نظر نرسند ولی در طی زمان به عادت هايی نهادينه تبديل گردند ( و اين موضوع شايد و فقط شايد يکی از دلايل بی عملی و انفعال بخش بزرگی از افراد باشد ).
ادبيات اجتماعی-سياسی اين روزها مملو از واژگانی چون « برخورد » ، « هاله ای از ابهام » ، « اخراج » ، « دستگيری » ، « لغو » ، « تعليق » ، « احضار » و « مجوز » است. هر چند که حضور هر روزه و پرشمار اين کلمات نشان از تضاد دارد و تضاد زمزمه پويايی و تغيير است اما آيا واقعا در اين فضا ترکيب « روحيه خوب » کارکرد خود را حفظ می کند ؟
پی نوشت : در اين فضای نه چندان روحيه بخش، تماشای انيميشن کوتاه و نبوغ آميز « تعادل » لحظاتی جدا می کند آدم را از اين وضعيت و غوطه ور می کند در لذت کشف يک اثر هنری.
تعادل از ويکی پديا
تعادل از imdb