1- حتی اگر انسان ها به تعيين اولويت در فعاليت هايشان معتقد نباشند و باری به هر جهت گونه پيش ببرند فعاليت هايشان را ، اين تعيين اولويت در فرآيندی ناخودآگاه و خود به خودی حضورش را در سرتاسر مجموعه فعاليت ها تحميل می کند به ويژه اگر بخشی از اين فعاليت ها در ارتباط تنگاتنگ با منافع هر کسی غير از خودمان – و البته بسيار عزيز- باشند. و اين گونه می شود که می توان روزها و روزها اصلا وبلاگ ننوشت.
2- تغيير وضعيت از رنج به خوشی يا برعکس ممکن است فارغ از رخدادهای فيزيکی حقيقتا موجود رخ دهد. به اين معنا که در جايگاه ناظری بيرونی ، ممکن است بدون وقوع هر گونه تغيير حقيقی در وضعيت همه عناصری که بر هم خوردن تعادلشان وضعيت افراد ديگر به عنوان حلقه های رابط اين مجموعه را تحت تاثير قرار می دهد افراد خود را در وضعيت هايی رنج بار و يا شادی آفرين بيابند. اين تغيير سريع وضعيت بيشتر ناشی از نا آگاهی ، کم آگاهی و يا وجود ابهام در وضعيت ديگران است. فقدان درک جامع از وقوع حقيقی يک پديده و يا چگونگی وقوع يک پديده به نتيجه گيری ها و قضاوت هايی کاذب می انجامد که جايگاه با ثبات افراد را – هرچند که « با ثبات » مفهومی به شدت نسبی است – را به موقعيت هايی متزلزل تبديل می کند.
پی نوشت : نمونه هوشمندانه چنين پديده ای در فيلم کوتاه « طوفان سنجاقک » اثر شهرام مکری به تصوير در آمده است. فيلم نشان می دهد که چگونه فقدان اطلاعات کافی از کليت يک پديده به قضاوت ها و نتيجه گيری های يکسره نادرست می انجامد.