تبليغاتX
موج های لرزان چای در فنجان - قدر ، Ghadr

 

برخورد های تصادفی با افراد گوناگون گاه به انتقال داده هايی از جهان پيرامون می انجامند که گستره ای از واکنش های متفاوت را بر می انگيزند. واکنش هايی از جنس بی خبری يا بی خبری موقت از آنچه که اطرافمان رخ می دهند و يا واکنش هايی از جنس شگفتی ، ناباوری و گاه تهوع و اشمئزاز.

چندی پيش به عنوان پيامد حضور در جمعی از افراد ، به پسر بچه ای 4-5 ساله برخورد کردم که شيطنت « پسر بچه وارش » - با آن دندان های جلويی بيرون زده اش – به بالا رفتن از سر و کولم انجاميد. پس از دقايقی مادر پسر بچه آمد و با وساطتی مادر گونه – و به گمان خود برای آرامش من – به اين غائله کودکانه پايان داد و از او خواست تا شعر انگليسی را که در مهد کودک ياد گرفته بود – يا بهترش به او « ياد داده بودند » - برايم بخواند. شعری روايت منظومی بود از سوره قدر. او خواند و من به اين تکرار مکانيکی کلمات گوش کردم. شعر انگليسی تمام شد و نوبت به ترجمه فارسی همان شعر رسيد كه او خواند و من گوش کردم و تمام نشد اين بازی و نوبت به اصل عربی آن رسيد. آن را هم گوش کردم. تشويق اطرافيان بود که می آمد و آخه آخه گفتن هايشان که لابد معنايش ستايش از عملکرد بی نظير آن پسر بچه بود.

اگر به اين موضوع معتقد باشيم که آن کودک در بحرانی ترين سنين تاثير پذيری قرار دارد ، اين چه فاجعه ای است که در حال رخ دادن است ؟ آيا واقعا هيچ چيز ديگری برای آموزش وجود ندارد که کار به ارائه اين مفاهيم – آن هم در سطحی ترين و سخيف ترين شکل ممکن – می کشد ؟

اگر باور داشته باشيم که دريافت دينی از هستی – مانند هر برداشت ديگری – تنها وتنها از مسير بلوغ فکری و تجارب شخصی می گذرد و جز آن هرچه باشد تحميلی است و حاصل تزريقات بيرونی ، آيا اين گونه رفتارهای آموزشی سواستفاده و حشيانه ای از ذهن آماده پذيرش کودکان نيست ؟

 

پی نوشت : محض نمونه ماجرای اين استدلال را بخوانيد: در دوران سربازی در پاسخ پرسشی که از روحانی – با کاربرد عام اين واژه البته – کلاس های عقيدتی – سياسی در مورد حکم مسلمان بودن کودکی که در يک خانواده اسما مسلمان به دنيا می آيد و اينکه اگر او در آينده به هردليلی از پذيرش اسلام سر باز زند چه بر سرش می آيد پرسيدم اين استدلال به من ارائه شد : کودکی که در يک خانواده مسلمان به دنيا می آيد مسلمان فطری است. مانند ماهی که در آب به دنيا می آيد و جز در محيط آب در جای ديگری نمی تواند زندگی کند. – استدلال را ببينيد-.آيا با حاکميت چنين نگاهی باز هم بايد از اين گونه رفتارهای آموزشی در ابتدايی ترين سطوح تعجب کرد ؟   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 1:0  توسط نيما  |